نه فرشته ام نه شیطان
-
تاریخ: 1401/2/9 ساعت: 8:44
چه خوب می شد اگر اول از همه تکلیفمان با خودمان روشن می شد. اول از همه خودمان به آن مرحله از یقین می رسیدیم که راهمان، هدفمان، احساسمان درست است. اگر به این مرحله برسیم از واکنش دیگران به تنگ نمی آییم. از اینکه دیگران درباره ی ما چه فکری می کنند نمی ترسیم. گاهی خودمان بند پای خودمان می شویم. گاهی خ...
سرزمین من
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 14:34
بارها دیده ام و شنیده ام این برهان غلط را که اگر ما بانوان ایرانی حجابمان را رعایت نمیکنیم یا آنطور که مذهبیون ادعا میکنند عفت را زیر پا میگذاریم به خون شهدا خیانت کرده ایم و در حق جانبازان و آزادگان جنگ تحمیلی و به تازگی شهدا و جانبازان مدافع حرم ناسپاسی و چشم سفیدی کرده ایم. از نظر من این برهان نه...
...
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 12:52
دلم آرامشی میخواهد که بند هیچ چیز نباشد. حتی بند وجود خودم... دلم راهی میخواهد که ماسه هایش زیر پایم گرم و محکم باشد. درخشان زیر مهتاب یقین.... دلم فراغت میخواهد. فراغتی بزرگ و بی پروا... دلم....
حال خوب، حال بد
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 12:52
بر خلاف خیلی از آدمxadهای دیگر، وقتی حالم خوب است دنبال رنگ و لباس قشنگ و رسیدگی و نازکشی از خودم نیستم. دست میxadکنم توی کمد و راحت ترین لباس را برمیدارم. حتی اگر آنقدر کهنه باشد که خیلی ها حاضر نباشند چنین لباسی بپوشند. وقتی حالم خوب است، وقتی تنها هستم برای خودم میز نمیچینم برای ناهار. سرپایی سر ...
به نام اسفند
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 12:52
آخرین روز آخرین ماه سال است. مینویسم به پاس امروز، به یاد دیروز و به امید فردا. ای کاش خوشدل باشیم و خدا از آن بالا نگاهمان کند. دعا میکنم جهان پر از صلح، و دل آدمها پر از انصاف و عشق باشد.
دولت بی خون دل
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 12:52
کسی که برای رویاهاش میجنگه خودش رو دوست داره کسی که برای رویاهاش بیش از حد لازم نمیجنگه خودش رو بیشتر دوست داره به قول حافظ: دولت آن است که بی خون دل آید به کنار...
خیانت
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 12:52
بچه که بودیم شعارش این بود که آدم نباید وقت تلف کند و باید دائم درس بخواند و کار کند. حتی اگر تمام مشقهایمان را هم نوشته بودیم و درسهای فردا را هم دوره کرده بودیم نمیتوانستیم با خیال راحت بنشینیم و تلویزیون ببینیم. تا طرف تلویزیون میرفتیم میگفت کتابت را بیاور ازت درس بپرسم ببینم بلدی؟ حتی ظهر های جم...
دستان آسمان
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 12:52
هندزفری توی گوشم بود و سلانه سلانه زیر سایه ی درختان پیاده رو را گز میکردم و به سوی محل قرار کاری ام میرفتم. زن میانسال چادری ای با یک کیسه زیر بغل از روبرو آمد. پای یکی از چشمانش کبود بود. چهره ی رنج کشیده ای داشت. به طرفم آمد و اشاره کرد هندزفری ام را از گوشم در بیاورم. خیلی مودبانه خواهش کرد که ا...
مشق مهربانی
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 12:52
مهربانی کم شده. طاقتها کمتر. لطفها کیمیاتر. میخواهم کاری بکنم و مثل فروغ دستم را به پوست کشیده ی شب بکشم. میخواهم به جای نفرین تاریکی، شمعی روشن کنم. کافیست پوسته ی کلمه و شعار را بشکافم و به هسته ی معنا و عمل برسم. میخواهم روزی چند رکعت مهربانی و لطف به جا بیاورم. در حق خودم، خانواده ام، دوستانم و ...